محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4139
تاريخ الطبرى ( فارسي )
فرمود : « * ( وَضَرَبَ الله مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً 16 : 112 ) * » [ 1 ] يعنى : خدا مثلى مىزند ، دهكده اى كه امن و آرام بود . پس از آن سال صد و شانزدهم در آمد . سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و شانزدهم بود از جمله حوادث سال غزاى تابستانى معاوية بن هشام بود به سرزمين روم . و هم در اين سال در عراق و شام طاعونى سخت رخ داد و چنان كه گفتهاند در واسط از همه جا سختتر بود . و هم در اين سال وفات جنيد بن عبد الرحمان رخ داد و عاصم بن عبد الله بن يزيد هلالى ولايتدار خراسان شد . سخن از وفات جنيد و ولايتدارى عاصم بن عبد الله بر خراسان على بن محمد به نقل از مشايخ خويش گويد : جنيد بن عبد الرحمان فاضله دختر يزيد ابن مهلب را به زنى گرفت ، هشام بر جنيد خشم آورد و عاصم بن عبد الله را ولايتدار خراسان كرد . گويد : و چنان بود كه شكم جنيد آب آورده بود ، هشام به عاصم گفت : « اگر به او رسيدى و رمقى دارد جانش را بگير » ، اما وقتى عاصم رسيد ، جنيد در گذشته بود . گويد : آوردهاند كه جبلة بن ابى رواد به عيادت به نزد جنيد در آمد كه به دو گفت : « اى جبله ، كسان چه مىگويند ؟ »
--> [ 1 ] سورهء نحل آيهء 113 )